تبلیغات
اعضای نگین غرب - انتقال مطالب از وبلاگ قبلی....

اولین قطعنامه شاکیان علیه برخوردصیانتی!! با اموال متهمان 

امروز جمعه 15/9/87 درمحل پروژه نگین غرب قطعنامه ای در 4 بند به امضای 300 نفرازشاکیان رسید که روی سخن آن با قوه قضائیه میباشد .

 

درمقدمه قطعنامه که متن آن نیز بین اعضای حاضر تکثیرشد آمده است : "شاکیان بلاتکلیف پروژه نگین غرب , ضمن ابراز انزجارشدید از عملکرد غلامرضا فروغی - متهم اصلی پرونده و حامیان آشکار و پنهان او که مسبب بی خانمانی و بلاتکلیفی ما درطول 8سال و7 ماه گذشته میباشند, مراتب ناخرسندی و نگرانی عمیق خود را نسبت به روند رسیدگی قضائی به شکایات خود و انحراف از مفاد طرح مورخ 27/1/87 دادگستری محترم تهران اعلام میدارند".


دربند 1 قطعنامه , اجرای بدون انحراف مفاداطلاعیه 22/2/87 دادگستری تهران باشاه بیت "فروش اموال متهمان و پرداخت طلب روز شاکیان", خواسته فوری شاکیان معرفی شده است.


دربند 2 قطعنامه , ضمن رد ادعاهائی واهی  مینی بر درکارنبودن پول و یاعدم فروش املاک متهمان, ازدادگستری خواسته شده تا "بدون دلسوزی و یابرخورد صیانتی با اموال متهمان, نسبت به فروش فوری کلیه زمینها و املاک و مستغلات بازداشتی آنان و پرداخت ارزش روز واحد موضوع قرارداد به شاکیان باقیمانده بترتیب وبراساس اولویت تاریخ قراردادها دراسرع وقت اقدام نماید".


دربند3 قطعنامه , ضمن انتقادازمحتوای پر ابهام اطلاعیه جدید دادگستری تهران و رفتارهای دوراز انتظار ناظرین دادگستری و اظهارات متناقض مقامات قضائی, خواسته شده که روند تعیین تکلیف وصدور تائیدیه محصری متوقف و تا بررسی موضوع ازادامه کار دفترخانه 644 تهران بلحاظ تبانی احتمالی دفترخانه با متهمان پرونده در "جلب رضایت متقلبانه از شاکیان" جلوگیری بعمل آورند.


دربند4 قطعنامه نیز ازمقامات قضائی خواسته شده تاضمن اطلاع رسانی شفاف به اعضای پروزه درخصوص چگونگی و چرائی اتفاقات مذکور ورفع ابهامات موجود, با جدیت واقتدار مانع تحرکات رذیلانه و فعالیتهای مخرب متهمان پرونده گردیده وبه انحرافات آشکارازطرح دادگستری تهران خاتمه وضربه عدالت را برپیکر مافیای انبوه سازی درکشور فرودآورد.
ازقرار اطلاع رونوشت قطعنامه مزبور بهمراه لیست اسامی و مشخصات 300نفرشاکیان امضا’’کننده آن , به کلیه مراجع, دستگاهها و مقامات ذیربط ارسال خواهدشد.
  
                ( ۱۶/۹/۸۷)


مذاکرات جاری, فرصتها وچالش ها

 

امام علی (ع) : فرصت ها دیر یابند  و زود گذر. . .

 چنانکه اکثریت پیش خریداران پروزه نگین غرب  وبویزه اعضای بلاتکلیف  پروزه اطلاع دارند , باتجمع مورخ 2/10/87 شاکیان و دستور فوری ریاست محترم قوه قضائیه, باب مذاکراتی میان نمایندگان شاکیان با ریاست کل دادگستری استان تهران گشوده شد که تا کنون 3 جلسه از آن برگزارشده  و بعضا" نیز به صدور دستوراتی  منتج گردیده است. تردیدی نیست  درشرایط ناپایدار موجود , نمایندگان مذکور بشرط استفاده هوشمندانه از" فرصت مذاکره " قادر خواهند بود تا گام بلند دیگری  را بسوی تحقق خواسته های صنفی کلیه اعضای پروزه بردارند. مذاکرات جاری برای شاکیان بلاتکلیف درواقع "فرصتی دیریاب" است که اگر قدرش را ندانیم , خیلی "زود" میتواند ازکوچه های تنگ وتاریک ما " گذر" نماید  یدون آنکه تغییری در وضعیت موجود پرونده و چشم انداز آن حاصل آید. ازسوئی دیگر زمانی میتوانیم از مذاکرات جاری بعنوان یک " فرصت" یاد کنیم که اراده مقام قضائی طرف مذاکره  دررفتارو عملکرد سایرمقامات قضائی ذیربط تبلور یابد . طبعا" یکی از راههای آنکه این فرصت تبدیل به یک "تهدید" علیه خود شاکیان نگردد آن است که اولا"نتیجه مذاکرات وتصمیمات متخذه حتی الامکان بصورت مکتوب صورتجلسه گردد و ثانیا" کلیه موارد مورد توافق بطورجدی و مستمر از طرف نمایندگان شاکیان پیگیری شوند. چیزی که درطول ماههای اخیرهرگز شاهد آن نبوده ایم. درغیراینصورت ادامه مذاکرات جاری  بدون دربرداشتن خروجی و نتیجه ملموس میتواند یک  فرصت سوزی ناخواسته  قلمداد شود. اکنون به رغم برخی تردیدها وبدبینی های موجوددرمیان شاکیان نسبت به اثربخشی اهرم "مذاکره", باید جنس و وزن مذاکرات جاری و اهمیت ونقش آن درمعادلات آتی را به دقت مورد بررسی قراردهیم واهداف و کارکردهای موردانتظارمان ازمذاکره را مشخص نمائیم. ازطرفی  ادامه رفتارهای متناقض و اظهارات نگران کننده ازسوی مقامات قضائی که اتفاقا" یکی از عوامل مهم تجمعات اخیرشاکیان بوده  متاسفانه تا لحظه نگارش این مطلب برخلاف وعده های آقای آوائی جریان داشته و خود به حساسیت شرایط موجود می افزاید. این ناهماهنگی(و شاید هم هماهنگی! کسی چه میداند؟) ازجمله چالش ها و خطراتی است که مذاکرات جاری را که میرود تا به پایداری نسبی بینجامد " تهدید" مینماید

 انتظار از نمایندگان : ازنمایندگان محترم انتظار میرود درجلسات مذاکراه ای که به برکت تجمع شاکیان آغاز شده با اقتدار و درایت و هشیاری کامل حضور یافته وبا ارائه طرحها و راهکارهای عملی مسیر احقاق عادلانه حقوق صنفی اعضا را کوتاه نمایند. باید موانع موجود را به درستی شناخت و با ایمان به خدا وتدبیرو خرد جمعی اعضا همه آنها را ازمیان برداشت. یادمان باشد که امروزدیگر دوره شوالیه ها و گروههای یازیخورده ای که با سرخم کردن درمقابل سلطان فتنه و فساد منافع موهومی را برای خود دست و پا کردند سپری شده است. امروز تک تک اعضای آگاه حاضر در صحنه  درواقع همان پهلوانان افسانه ای هستند که درکنارهم نیروی شگرفی را برعلیه دشمن مکار و غدار صنفی تشکیل داده اند. نمایندگان شاکیان به پشتوانه چنین نیروی عظیمی است که میتوانند با اقتدار جریان بازی را بنفع خود عوض کنند و توطئه های رنگارنگ خصم زبون را ناکام بگذارند. آنها باید با تعامل پویا و سازنده خود با مقام قضائی طرف مذاکره  منشاء تمام این نگرانیها و چالشها و تهدیدات را شناسائی نموده و آنها را از ریشه بخشکانند.  

انتظارازدستگاه قضائی: ازمقامات قضائی مسئول پرونده نیز انتظار میرود که طبق وعده آقای آوائی در جلسه نخست مذاکرات با تحرکی شایسته ترتیبی اتخاذنمایند تا جهت گیری  و مسیر رسیدگی به پرونده و تکلیف شاکیان بلاتکلیف  پروزه حتی الامکان تا پایان سال جاری مشخص گردد. دستگاه قضائی نباید تحت تاثیر شانتازها و فشارهای متهمان قرارگرفته و با فتنه انگیزیها وسناریوهای ساختگی آنان از مسیر اجرای عدالت دررسیدگی به پرونده منحرف گردد. طبق فرمایش آقای آوائی در سومین جلسه مذاکرات : "برای مردم دیگر حوصله و اعتمادی باقی نمانده که با این بهانه زمان تازه ای به متهمان داده شود". به اتکای این نظر صریح و صحیح  اکنون یکی از بهترین اقدامات دستگاه قضائی تاپایان سال جاری میتواند اعلام اسامی اعضائی باشد که بعلت نرسیدن واحد درپروزه مشمول  دریافت وجه واحد موضوع قراردادشان به قیمت روز و کارشناسی  بارعایت اولویت تاریخ قراردادها و اعلام زمان بندی برای اجرای آن میباشد.

امروز روزی است که هم مقامات قضائی و هم شاکیان باید درقبال سرنوشت این پرونده بزرگ وملی احساس مسئولیت نموده و به رسالت وتکلیف خود برای تحقق عدالت عمل نمایند. مطلب را با ذکر کلامی از امیر مومنان علی (ع) آغاز نمودیم و با ذکر حدیثی از آن حضرت به پایان میبریم که فرمودند : کلکم راع و کلکم مسئول!         



بسم رب المهدی

تجمع خودجوش شاکیان ، سخنرانی پرخروش دادستان 

(گزارش تجمع شنبه 12/11/87شاکیان پروژه نگین غرب مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران و سخنرانی قاضی سعید مرتضوی)

  - کلیه خسارات وحقوق تان را به شما بازمیگردانیم  وهمه مجرمان را به اشد مجازات میرسانیم.

  - افرادتعیین واحدشده و حتی کسانی هم که چک گرفته اند فرصت شکایت را طی روزهای آتی دارند. 

  - حضور شما بیانگر آنست که روندرسیدگی بشکلی بوده که هنوزجمع زیادی ازشکات به حقوق خود نرسیده اند

  - آقای متین راسخ - امین ترین و لایق ترین بازپرس ویژه دادسرارا مامور رسیدگی به پرونده کرده ایم.

  - ما اهل عمل هستیم نه شعار . بنده خودم تصمیم میگیرم ، خودم برنامه ریزی میکنم ، خودم هم اجرا می کنم.

 اشاره :  درپی تحولات مربوط به پرونده مشهوربه "سلطان وثیقه" ، بویژه انتقال پرونده از دادگستری به دادستانی با دستور ریاست محترم قوه قضائیه و متوقف شدن روند تسلیم شکایات اعضای پروژه نگین غرب ، قراربود نمایندگان شاکیان ساعت 4 بعدازظهر روز شنبه یوم ا... 12بهمن با قاضی سعید مرتضوی دادستان محترم تهران دیدار نمایند اما این دیدار انجام نشد ودر عوض اتفاق دیگری رقم خورد تا همگی بجای "مذاکره"،  شاهد یک "سخنرانی"دست اول باشیم . اولین سخنرانی پرخروش دادستان تهران رودر روی انبوهی از پیش خریداران بلاتکلیف و نگرانی که به رغم تجمعات و جلسات و مذاکرات متعدد نمایندگان خود با مردان قضا و قانون ، هنوز برای  نگرانیها و پرسشهای بیشمار خود  پاسخی درخور نیافته اند. آری، این بار محل دادسرای عمومی و انقلاب تهران واقع در میدان ارک میزبان تجمع انبوه شاکیانی بودکه ازساعت 3بعدازظهر بتدریج گردهم می آمدند. تحولات سریع یکماهه اخیر و عدم اطلاع رسانی مناسب مقامات قضائی جمعیتی بالغ بر بیش از500 نفراز شاکیان رابصورتی کاملا" خودجوش بار دیگر به صحنه کشاند تا ضمن حمایت از نمایندگانشان ، دغدغه ها و نگرانیهای خودرا به مدعی العموم پایتخت انتقال دهند. با تجمع مذکورمامورین پرتلاش نیروی انتظامی جمعیت را به داخل ساختمان دادسرا هدایت نمودند. نمازخانه و راهروهای دادسرا مملو از جمعیت شد و آنگاه دادستان تهران پشت تریبون قرار گرفت تا محورهای برنامه خودرا برای حل و فصل سریع وعادلانه پرونده به شاکیان اعلام نماید. شما در گزارش حاض،  فرازهائی مهم از سخنرانی یک ساعته ایشان برای شاکیان حاضر در تجمع را از نظر می گذرانید.

7 فراز مهم از بیانات دادستان تهران

آقای مرتضوی- دادستان محترم تهران ضمن خوش آمدگوئی به جمعیت حاضر ، جزئیاتی از مراحل پرونده از زمان تشکیل آن تا تحولات اخیر که پرونده بادستور ریاست قوه قضائیه به داسرا محول گردیده را به اطلاع شاکیان رساند و بیانات مهمی ایرادنمود که فرازهای مهم آن ( نقل به مضمون ) بشرح زیر است:

1-  درتاریخ 1/11/87 با دستور ریاست محترم قوه قضائیه کلیه ابلاغهای ویژه قبلی باطل و پرونده را به دادسرای تهران و بنده محول فرمودند تا درکوتاهترین زمان ممکن حل و فصل گردد.برای رسیدگی به پرونده هم امین ترین و لایق ترین بازپرس ویژه دادسرا - آقای متین راسخ را با تائید ریاست قوه قضائیه مامور این کار کرده ایم.

2-  الآن دو سال است که این پرونده حل و فصل نشده و حضور شما بیانگر ان است که علیرغم زحمات مفامات قضائی روند رسیدگی بشکلی بوده که هنوز جمع زیادی از شکات به حقوق خود نرسیده اند و دوسال است که مردم گرفتار این پرونده هستند لذا برنامه ما یک برنامه کوتاه مدت است و اصلا زیر بار برنامه بلند مدت نمی رویم. ما حداکثر ظرف مدت 3 ماه و حتی الامکان تا پیش ازعید کلیه خسارتها را برآورد و حقوق شما را استیفا کنیم.  برنامه کارمن دومحور اصلی دارد اول) اعاده حقوق شاکیان در حداقل زمان و دوم) رسیدگی به تخلفات مدیران شرکتها .

3-  درخصوص محور اول برنامه  یعنی نحوه اعاده حقوق مالباختگان پرونده ما نمی توانیم زمینها و اموال موجود را بفروشیم و به افراد پول بدهیم تافردا مطرح شود اموال را ارزان یا گران فروختند. پیشنهاد اول ما اینست که ابتدا طلب روز اعضار را مشخص کنیم و معادل آن زمینهای موجودرا به نام گروههای شاکیان نمائیم .درمورد افراد محدودی هم که زمین نمی خواهندو تمایل به گرفتن پول واحد خود دارند ، از وجوه توقیفی یا با فروش زمینهای متهمان پرداخت خواهیم کرد.         

4-  درخصوص محور دوم برنامه یعنی رسیدگی به تخلفات مدیران شرکتهای فروشنده از فردا یکایک آنها به ترتیب به دادسرای امنیت تهران احضار و توسط بازپرس ویژه دادسرا با قاطعیت رسیدگی خواهدشد و شما تا فردا خبر آنرا خواهید شنید بنحوی که هم برای خودشان و هم برای بقیه کلاهبردارهائی که چنین مقاصدی در سر دارند درس عبرت بزرگی شود . ما میدانیم که تعدادی از عوامل و عمله اکره متهمان درمیان شما هستند و نعیین واحد هم شده اندودرهمین جلسه هم قصد اخلال دارند. اینها هم بهتراست بجای اخلال در اینجا بروند طبق میل اربابانشان عمل کنند.

5-  درمورد فرمول محاسبه طلب شاکیان باپولی که اعضا طبق قرارداد و تعهدات خود پرداخت کرده اند مشخص است که شما مثلا صاحب 100 متر آپارتمان هستید و نرخ روز آن کاملا مشخص است .بابت خسارت تاخیر چندساله در تحویل واحد مثل اجاره های زیادی که پرداخت کرده اید ، آنها هم توسط کارشناسان به طلب شما اضافه میشود.آن مقدار زمینی که به شما در قبال طلب شما پیشنهاد می کنیم به ارزشی محاسبه میشود که دربازار قابل معامله باشد. ما مطمئن هستیم 99 درصد شما شاکیان از خرد جمعی برخوردارید و وقتی با عقل ومنطق ببینند که ارزش متراژ زمین پیشنهادی دوبرابر پول روز واحد آنهاست، با اشتیاق آنرا قبول می کنند.

6- ما از اینکه با نمایندگان شاکیان ، هفته ای یا دوهفته یکبار جلسات مشترک داشته باشیم و ضمن اطلاع رسانی از ریز کارهای انجام شده  نظرات و پیشنهادات آنها را بشنویم. صمیمانه  استقبال میکنیم مشروط به اینکه اولا آنها نمایندگان واقعی شما باشند و ثانیا افراد مطلعی باشند و در این تلاش قضائی به ماکمک کنند هرچند تا شما بخواهید نماینده انتخاب کنید انشاءا... پرونده حل وفصل شده باشد وحتما" در طی ماه جاری برای بیان ریز کارها و شنیدن نظرات جمعی شما در یکی از سالنهای بزرگ میزبان همگی اعضا خواهیم بود.   

7-  درمورد شکایات هم شکایت خود را خطاب به دادستانی تهران روی یک کاغذ معمولی بنویسید و هر عمل یا رفتاری که از طرف متهمان با شما انجام شده بنویسید و بهمراه یک نسخه کپی قراردادخود درهمین مکان تسلیم آقای دوستدار - رئیس دفتر بنده نمائید. کسانی که قبلا شکایت خودرا تحویل داده اند نیازی به شکایت مجدد نیست. همه اعضای بلاتکلیف و حتی افرادی که تعیین واحد شده اند و اعتراضی دارند ویا افرادی که درقبال واگذاری واحدشان از متهمان چک گرفته اند و برگشت خورده میتوانند تا 7 -  8 روز دیگر شکایت خود را بنویسند و تسلیم نامبرده نمایند. والسلام    


  

بنام خالق یکتای زیبائی

امروز:

 اتحاد وبیعت شاکیان با نمایندگان

(دستاورد تجمع هفتگی جمعه 2/12/87 درمحل پروژه)

باسلام ، امروز بالاخره بعداز سه هفته غیبت هرطوری که بود سرپروژه حاضرشدم و با جلوه ای دیگر از "وحدت کلمه" بمعنای واقعی آن روبرو شدم . اعتصام یکپارچه اعضا به ریسمان محکم الهی و شکل گیری "خرد ناب جمعی" درمیان زمین خوردگانی که نه در "شعار" ، که در "عمل" به رمز اتحاد و یکپارچگی بعنوان اولین پیش شرط لازم برای یک مبارزه موفق صنفی دست یافته اند و با ایمانی راسخ به پیروزی راه روشن فردا  را می جویند و می پویند.

امروز من برای نخستین بار همدلی میان شاکیان و هماهنگی در میان نمایندگان آنها را به عینه دیدم . آنجا که یکی از اعضا فریاد میزد "ما اعلام می کنیم اگر فردا مشکلی برای هرکدام از نماینده ها پیش بیاید,  همگی ما محکم پشت سر آنها  هستیم واز آنها حمایت میکنیم" که باصلوات جمعی شاکیان روبرو شد.

من امروز با تمام وجود حقیر و شعور اندکم به این یقین رسیدم که "اتحاد" یک امر اتفاقی نیست , یک "حرکت ناب اجتماعی" و فرآیندی است زمان بر که با ممارست و تلاش جمعی قابل دستیابی است و شاکیان پروژه نگین غرب امروز به این نقطه طلائی رسیده اند.

امروز در جوار انبوه جمعیت , البته اعضای بازیخورده ای هم که درماههای اخیر به "عوامل فروغی" موسوم شده اند, کماکان فعال بودندو مشغول تهیه طومار در حمایت ازارباب در زنجیرشان بودند. آنها این روزها سر پروژه و یا اطراف زندان اوین پرسه میزنند و در صدد شکار اعضای ناآگاهی هستند تابا گرفتن امضا از انها برای "نجات یک مفسد از زندان" درتلاشند . آنهم در برگه هائی که بالای آنها چیزی نوشته نشده جز نام و نام خانودگی / شماره قرارداد/ تاریخ قرارداد و امضا!

همان طیفی که چند ماه پیش برای "نجات یک انبوه ساز کارآفرین ازبحران" به معاون اول قوه قضائیه نامه نوشتند و سرنوشت خود را به جریان "باطل" گره زدند.  همان نحله و جریان باطلی که خداوند تبارک وتعالی در قرآن کریم هنرمندانه آنرا به "کف برروی امواج" تشبیه و از "حق" متمایز فرموده است .در سوره مبارکه رعد و آیه شریفه 17 میخوانیم :

"انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیة او متاع زبد مثله كذلك یضرب الله الحق و الباطل فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض كذلك یضرب الله الامثال".   

[همو] از آسمان آبی فرو بارید، آنگاه رودها هر یك به اندازﮤ خویش جاری شد، و سیلاب كف فراوانی با خود آورد، و از آنچه بر آتش می افروزند [و میگدازند] كه زیور یا اثاثیه به دست آورند نیز كفی همانند آن [آب] است، بدینسان خداوند حق و باطل را [این چنین] مثل میزند؛ و اما كف بر باد میرود، اما آنچه به مردمان سود میرساند، بر روی زمین باقی میماند، خداوند بدینگونه مثل میزند.

آری , امروز شاکیان حاضر در تجمع با شکوه خودشان درسر پروژه چگونه با استیضاح به این جماعت باطل به مثابه " کف" برروی سیلاب خروشان مبارزه صنفی خود نگاه میکردند که تکیه شان بر "باد" است و بس . و آن جریان حقی که قرار است فردا به زمین خوردگان پروژه سود برساند, بر روی زمین باقی است . . .

امروز یک چیزدیگر هم ثابت شد و آن اینکه تجمع سر پروژه هم میتواند دستاورد خودرا داشته باشد ، چنانکه تا کنون نیزچنین بوده و چنین باد انشاء ا . . .

            


 


به نام خدا

اهم وظایف جمعی شاکیان پس از بازداشت و زندانی شدن سلطان فتنه کدام است ؟

پاسداری از دستاوردها ، هشیاری دربرابرتوطئه ها

 اشاره :  زمان حاضر شاید برای ارائه یک ارزیابی همه جانبه و دقیق از علل و ماهیت تحولات اخیر مربوط به پرونده کمی زود باشد ، اما بازداشت غلامرضا فروغی- متهم اصلی پرونده مشهور به "سلطان وثیقه" با قرار وثیقه سنگین مالی وافتادن او به پشت میله های زندان  علاوه براینکه ومایه خوشحالی ودلگرمی زمین خوردگان پروژه نگین غرب گردیده، بی شک یکی از دستاوردهای مبارزه صنفی شاکیان درپی تجمعات اخیر بحساب می آید. دستاوردی که باید با هشیاری و ایستادگی در برابرتوطئه ها و دسیسه های عوامل و عناصروابسته به این گرگ زخمی از آن پاسداری نمود.

پاسداری از دستاوردها

تردیدی نیست که در مقطع حاضر ، " زندان " به عنوان یکی ازعوامل بازدارنده برای ارتکاب جرم ، بخودی خود مشکلی را از پرونده و شاکیان نخواهد گشود  مگر انکه به موازات آن ، تدابیر مناسب قضائی برای احقاق عادلانه حقوق شاکیان بکارگرفته شود. بهرحال با انتقال مراتب نارضایتی شاکیان پرونده درخصوص روند جاری رسیدگی قضائی به ریاست محترم قوه قضائیه و با ابلاغی تازه از سوی ایشان ، ازتاریخ 1/11/87 وظیفه رسیدگی وحل وفصل پرونده از دادگستری به  دادسرا محول گردیده است . پیرو این تغییروتحول و تا اینجای کار ، هم دادستان تهران (بعنوان مدعی العموم)و هم بازپرس دادسرای امنیت تهران (بعنوان بازپرس ویژه پرونده) ، از همان ابتدای کار با بیان شفاف وعمل قاطع خود نشان داده اند اساسا" با این نگرش که "با زندانی کردن متهمان تعهدات آنان درقبال شاکیان برزمین خواهد ماند" موافق نیستند. در همین ارتباط قاضی مرتضوی در بخشی ازسخنان مورخ 12/11/87 خوددرجمع انبوه شاکیان، تلویحا" روند رسیدگی قضائی درگذشته را مورد انتقادقرارداد وگفت "حضور شما عزیزان در اینجا نشان میدهد روال رسیدگی به پرونده به گونه ای بوده که هنوز تمامی شکات به حق و حقوق خود نرسیده اند". این سخنان تلویحا" روندرسیدگی قضائی گذشته را مورد انتقادقرارداد .فروغی ملعون هم درواقع با فتنه گریها و مفسده جوئیهای متعدد خود در طول مهلت 7 ماهه و پس از آن  دار مجازات و زندان را برای خود خریده است. سلطان وثیقه احتمالا اکنون در بند 6 زندان اوین (ویژه مفسدان اقتصادی) که به لحاظ  امکانات رفاهی به " نگین اوین " شهرت یافته ، در جوار دیگر سلاطین ظلم و جور فساد آرام گرفته تا دستگاه عدلیه بتواند به کار اصلی خود یعنی اعاده حقوق شاکیان بپردازد. زندانی شدن فروغی ، قطعا" میتواند یک دستاورد مهم برای شاکیان پرونده محسوب گردد که باید از آن همچون مردمک چشم پاسداری و حراست نمود.

   

هشیاری دربرابرتوطئه ها

 مصادف بودن این روزها با ایام مبارک دهه فجر و درسهای بیاد ماندنی روزهای پیروزی انقلاب و تجربه گرانبهای سالهای پس از آن ، به ما می آموزد که پس از کسب هر پیروزی باید با هشباری تمام مراقب حرکات و رفتار دشمن سیاه دل و اذناب پلیدش بود و از دستاوردها پاسداری نمود . مزدوران خودفروش فروغی که اکنون با مشاهده ارباب خود در پشت میله های زندان، تمام نقشه های شیطانی و آرزوهای پلیدشان را نقش برآب می بینند، بیکار نخواهند نشست. از قرار اطلاع آنها به امیدبازگرداندن آب رفته به جوی، طومار تازه ای را برای جلب حمایت از فروغی مفسد و اخذامضا از اعضای ناآگاه تهیه کرده اند . آنهائی که دیروز در رقابت برای به چنگ آوردن لقمه هائی حرام ، با صد افتخار زلف خود را  با وکالت بلاعزل به زلف یک مفسد اقتصادی همچون فروغی ملعون گره زدند ، حالا چنان دچار آشفتگی شده اند که صبح روز یکشنبه 20/11/87 دسته جمعی برای تسلیم شکایت به دادسرای میدان ارک هجوم آورده بودند  افراد دون صفت و فرومایه ای که دیروز با سرابی فریبنده بنام تحویل واحد قطعی " باد " کاشتند تا امروز برای درو کردن"طوفان" اینچنین هجوم بیاورند  . . .

بقول حافظ : دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ  / که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود ؟!!

    خوشبختانه قاضی مرتضوی - دادستان محترم تهران در بخشی دیگر ازبیانات خود درجمع شاکیان اشاره درست و هوشمندانه ای نیز به ماهیت و فتنه انگیزیهای عوامل متهمان داشت که در خور تقدیر و توجه است . ایشان با اشاره به "عمله و اکره متهمان که اکثرا تعیین واحد هم شده اند"، به جمع شاکیان هشدار دادند  که "این عوامل با حضور در جمع شما سعی دارند دستورات اربابانشان را برای ایجادتفرقه در صفوف شاکیان  و بدبینی و شکاف بین مردم و مسئولان اجرا نمایند". باید بدانیم که پس ازبازداشت و زندانی شدن فروغی ، کانون فتنه ای که او سردمدار و هدایتگر آن بود، هنوز متلاشی نشده و فعال است . برطبق برخی اطلاعات موجود و گفته شاهدان عینی  آنها درصبح روزجمعه 18/11/87 در محل پروژه  با حضوری پررنگ  و تحرکاتی برنامه ریزی شده قصد ایجاد بلوا و درگیری دربین شاکیان را داشته اند که با هشیاری اعضای حاضرخنثی گردید. از نظر قاطبه شاکیان زمین خورده اکنون که متهم اصلی پرونده در بند عدالت گرفتار آمده ، بنظر نمیرسد برای دادستانی محترم تهران شناسائی کانون فتنه یادشده و برخورد قضائی با رفتارهای مجرمانه عوامل وسرسپردگان متهمان پرونده کار دشوار و سنگینی باشد.

     مبارزه صنفی شاکیان برای استیفای عادلانه حقوق پایمال شده خود اکنون وارد مرحله حساس و جدی خود شده  است . شاکیان باید ضمن حفظ  انسجام و هشیاری در برابرتوطئه های عوامل وابسته به فروغی از یک سو  وحمایت از تلاش نمایندگان برگزیده خود ، اقدامات قاطع دادستانی تهران در برابر رفتارهای مجرمانه متهمان را مورد پشتیبانی قرار دهند. آنها درعین حال ضمن تاکید بر احقاق عادلانه حقوق مصرح خود ،  از دادستان تهران و بازپرس ویزه پرونده خواستار شدت عمل در برابرتوطئه های متهمان وعوامل و مزدورانشان میباشند. ./ وَالسلامُ عَلی مِنَ التّبعَ الهُدی       


بسم رب الشهدا والصدیقین

به بهانه سالروز تولد وبلاگ اعضای پروژه نگین غرب

ماندن یا ماندگاری؟ مسئله این است

بشکنی ای دست  و ای قلم                         اگر پیچی زخدمت محرومان  سر

درست یکسال پیش در چنین روزی - 26بهمن 1386 مصادف با زادروز امام موسی کاظم (ع) – بود که وبلاگ اعضای پروژه نگین غرب پا به عرصه حیات خود نهاد. برای درک فضائی که وبلاگ در آن متولد شد، کافی است تا با مراجعه به آرشیو ماهانه مطالب وبلاگ تحت عنوان "نوشته های پیشین" واقع در پائین - سمت چپ صفحه اصلی وبلاگ ، برروی "بهمن 1386" کلیک نمائید.یکی از وبلاگ نویسان مشهور ایران (م.ع.ا) معتقد است "وبلاگ تا وقتی سخن دل باشد, خواندنی است ولی وقتی که جای رسانه را می گیرد, دیگر وبلاگ نیست. خبرگزاری است". شاید این سخن درستی باشد اما وبلاگ نگین غرب ثابت کرده است که وبلاگ اگر خبرگزاری هم باشد ونقش رسانه را ایفا کند، لااقل برای انبوه زمین خوردگان پروژه نگین غرب بازهم مفید و خواندنی است .

ایده اولیه راه اندازی وبلاگی برای اعضای پروژه نگین غرب درفضای آشفته ای شکل گرفت که یکی از فتنه انگیزیهای سلطان وثیقه درقالب"خیانت هیئت مدیره انجمن" به بار نشسته بود و مجمع فوق العاده مورخ 26/11/86 در آستانه تشکیل و تصمیم گیری بود . ازطرفی دیگر در فضای پرتنش و تب آلودی که حاکم شده بود ، خشم پیش خریداران اعم از اعضای انجمن یا غیر انجمن از این عمل ناجوانمردانه تدریجا" زبانه می کشید و شعله های آن ممکن بود اول از همه پیکر خودشان را بسوزاند. بسیاری از آنها شاید نمیدانستند شعله های این خشم برحقشان را باید برضد چه کسی و در چه راهی بکار ببرند. حالا آیا منصفانه بود که درچنین خلا’ اطلاع رسانی شاهدخاموش وقایع و یا ناظر بیطرف اوضاع وخیم موجود باشی و  به "عشق وبلاگ نویسی" درخلوت و تنهائی پای میز کامپیوترت بنشینی و دغدغه های شخصی و دلمشغولیهای ذهنی خودت را  قلمی کنی؟ بنظر ما خیر !

 همه"نوشته های پیشین" این وبلاگ ومطالب موجود در سرفصلهای مختلف آن شاهد این مدعاست که وبلاگ ازهمان آغاز تولد سعی کرد ابزاری باشد برای خدمت به همه اعضای دردمندپروژه نگین غرب . این پدیده رسانه ای در فضای مجازی خود تلاش داشته تا بلکه بتواند یلی باشدبرای ایجاد پیوند و همدلی و برقراری ازتباط و گفتگو و مفاهمه میان اعضا و بالاخره آئینه تمام نمائی باشد از همه دغدغه ها و نگرانیها, اشکها و لبخندها , پیروزیها و شکست ها و بالاخره فرصتها و تهدیدهای موجود بر سر راه مبارزه صنفی پیش خریدارانی که همگی"درد مشترک" دارند. وبلاگ در طول این یکسال با به اشتراک گذاشتن افکار ونظرات گوناگون سعی نموده تا درمسیر اطلاع رسانی و ارتقای آگاهی اعضا, فریادی باشد بلند رسا و همگانی دربرابر ظلم و جور و فساد ابلیسیان شفقی. وبلاگ با اطلاع رسانی موثق و موثرخود به اعضا ، تلاش نموده تا

به درک پیچیدگی های این مبارزه صنفی و مقابله با تهدیدها و امواج مخربی که ازراه می رسند ، کمک نماید . ما با توکل به خدا و اتکا’ بهخرد ناب جمعی همه اعضا ، در مسیرکمک به تبیین مطالبات صنفی اعضا ، شناخت راهها از بیراهه ها و افشای توطئه ها و دسیسه های دشمنان قسم خورده پیش خریداران گام برداریم .

صراحتا" عرض می کنیم که اگر ادعا کنیم آنچه تا کنون انجام داده ایم ایده آل ما بوده و ازحیث فرم و محتوای مطالب ارائه شده به اهداف خود رسیده ایم , دروغ گفته ایم و دراینصورت فرقی میان ما و درغگویان بزرگی چون گوبلز و سعیدالصحاف و فروغی وجود نخواهد داشت. اما از دیگر سو آنقدر شکسته نفسی نداریم که بگوئیم لبخند رضایت بر لبان ما نقش نبسته زیراکه درکمال تواضع و فروتنی خود را مفتخر میدانیم که با همه فراز ونشیب ها هنوز مانده ایم و به جلو می رویم . و اما دربرابر این پرسش که "ماندن به چه قیمتی ؟"،  باید بگوئیم که هدف ما تنها "ماندن" نیست و از شما چه پنهان سودای "ماندگاری" را هم در سر داریم . طبعا"اگر بتوانیم بین "مصلحت" و "حقیقت" خویشاوندی برقرار کنیم ، در آن صورت هم مانده ایم و هم ماندگار شده ایم .

یکی از دلایل محکم و متقن ما برای این ادعا آمار بازدیدکنندگان وبلاگ و روند افزایشی آن تا مرز رکورد 1342 بازدیدکننده درروزهای اخیر است و این رشد قطعا" مدیون مراجعه و مرهون حضور وحمایت شما بزرگواران در وبلاگ خودتان است . ما براین باوریم که "کثرت" الزاما" دلیل و حجتی بر "صحت" و یا "قلت" دلیلی بر عدم صحت یابرحق بودن یک پدیده یا جریان نیست ، گرچه کثرت میتواند دلیل بر صحت هم باشد . بنابراین نشانه ها ی رشد و پویائی و درجه بالای رضایتمندی ما ازاین وبلاگ و بقول آن وبلاگ نویس محترم "خبرگزاری", صرفنظر از مشکلات فنی و محدودیتهای فضای سایت blogfa  که ما از امکانات رایگان آن بهره میبریم ، تنها در رشد کمی و افزایش تعداد بازدیدکنندگان آن نیست بلکه ئر کنار آن رشد کیفی هم لازم است.

درخاتمه یک گله کوچک ولی کمی تا قسمتی هم جدی از مخاطبان عزیز خود داریم و آن اینکه متاسفانه به رغم آمار بالای بازدیدها و عبورآن از مرز 000/100 اکثر مراجعان و اعضا در رشدکیفی وبلاگ خود سهم بسیار ناچیزی دارند و همین موضوع حیات و ادامه فعالیت وبلاگ را با تهدید روبرو میسازد. ما ملتمسانه از محضر همه شما بازدیدکنندگان محترم وبلاگ و اعضای آگاه پروژه انتظار و استدعا داریم با نظرات ارزشمند ، پیشنهادات و انتقادات سازنده خود ، و بویژه با ارسال گزارشات ، مقالات و مطالب مفیدخود ، خائمان خود را در بهبود و ارتقای سطح کیفی و افزایش حوزه تاثیرگذاری وبلاگ یاری نموده و به جمع نویسندگان وبلاگ بپیوندید.

در آستانه شروع دومین سال فعالیت وبلاگ و  ورود غرورانگیز ملت بزرگ ایران به دهه چهارم انقلاب اسلامی ، در این ماه عزیز بهمن - ماه پیروزی خون بر شمشیر -  با اتکال به نیروی لایزال الهی و ایمان راسخ به پیروزی ، از دور دستان پر مهرتان را به گرمی می فشاریم و برایتان در نبرد صنفی و عادلانه بر علیه سلطان فتنه و فساد و همه مزدوران و حامیان پلیدش توفیق و سربلندی روزافزون ، وبرای همه دشمنان مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شکست و سرافکندگی ابدی آرزومندیم .


به نام خالق قلم

نقدی برطرح سه ماهه دادستان و عملکرد دوماهه دادسرا درخصوص پرونده سلطان وثیقه

بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد!

مقدمه : شکی نیست که "نقد یا نقادی" عیار هر طرح و حرکتی را بالا میبرد و اگر منتقدی نباشد ، هرگز رتبه طرح مورد نقد از "سطح" به "عمق" نمیرود. بعبارتی دیگر این "نقد" است که با دو بازوی "عدل وانصاف" خود  قادر به کیمیاگری است و میتواند سنگ پنهان و مدفون شده در اعماق زمین را با صیقل وجلا به ارزشی ترین سنگهای زینتی تبدیل کند و آنرا تا اوج آسمان زیبائی و قیمت "ارتقاء" بخشد. در خصوص طرح سه ماهه دادستان محترم تهران برای حل وفصل پرونده سلطان فتنه و فساد ، با گذشت قریب به دو ماه از زمان محول شدن امررسیدگی به پرونده تخلفات انبوه سازان شفق به دادستان تهران ، انتقال پرونده امر ازدادگستری به دادسرا و تعیین بازپرس ویژه ازسوی ریاست محترم قوه قضائیه ازیک سو ؛ و اقدامات انجام گرفته ازسوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران تا آخرین ساعت کاری ازسال "نوآوری و شکوفائی" - زمان تحریر نوشته حاضر- ازسوئی دیگر ، اکنون فرصت مناسبی برای نقد طرح سه ماهه و وعده های دادستان تهران و همچنین ارزیابی عملکرد دوماهه دادسرای عمومی و انقلاب تهران برای حل وفصل پرونده ای بزرگ و ملی فراهم گردیده است. راقم این سطور امیدواراست بتواند با ارائه نقدی عادلانه و منصفانه ، به سهم خود مانع از تکرار تجربه تلخ نافرجامی طرحها و راهکارهای گذشته دستگاه محترم قضائی برای احقاق سریع و عادلانه حقوق زمین خوردگان پروژه نگین غرب گردد.

پرده اول:

12/11/1387:  درپی تجمع خودجوش شاکیان درروز 12بهمن 1387 قاضی سعید مرتضوی - دادستان تهران پشت تریبون نمازخانه دادسرای عمومی و انقلاب واقع در میدان ارک قرار می گیردو از طرح سه ماهه خود برای حل وفصل پرونده موسوم به "سلطان وثیقه" سخن می گوید . سخنان آتشین و وعده های امیدبخش (و البته مسئولیت آفرین)  ایشان با دو محور احقاق عادلانه حقوق پیش خریداران و مجازات مجرمان  ، نور تازه ای را دردل زمین خوردگان پروژه نگین غرب زنده می سازد . زمین خوردگانی که عموما" با ازدست دادن تمام  اندوخته مادی زندگی و امید خود در آستانه " له شدن کامل " قرار گرفته اند. دادستان تهران  مشی خود را به تجمع کنندگان "عمل بدون شعار" معرفی نموده و با تشریح طرح سه ماهه خود ، وعده های زیر را به شاکیان میدهد:

1 -  دررابطه با نحوه رسیدگی به مدیران متخلف شرکت انبوه ساز تا فردا همین موقع منتظر باشید ، خبرش را  می شنوید.

2 -  خسارات تاخیر چندساله ازجمله اجاره های زیادی که پرداخت کرده اید، توسط کارشناسان به طلب شما اضافه میشود.

3 - ما از اینکه با نمایندگان واقعی و مطلع شما هفته ای یا دوهفته یکبار جلسه مفصل داشته باشیم ، استقبال میکنیم.

4 -  درمورد فرمول باپولی که طبق قرارداد پرداخته اید ، شما مثلا صاحب 100 متر آپارتمان هستید که نرخ آن مشخص است.

5 – به افرادی که زمین نمی خواهندو تمایل به گرفتن پول واحد دارند، از وجوه توقیفی یا با فروش زمینهای متهمان پرداخت می کنیم. 

دادستان تهران در ضمن سخنرانی خود  همچنین به "عمله و اکره متهمان که تعیین واحد هم شده اند" اشاره میکند و به آنها هشدار میدهد که  "توطئه های شما برای ما نخ نماشده ، حنای شما برای ما رنگی ندارد و اگر قصد اخلال در کار دادسرا را داشته باشید، با  شما هم مثل اربابانتان برخورد و توطئه شما را قبل از بسته شدن نطفه را درنطفه خفه خواهد نمود. 

       

پرده دوم :

13/11/1387 : خبر کوتاه بود . "فروغی بازداشت شد" . دادستان تهران به اولین وعده خود در ارتباط با نحوه احضار و برخورد قاطع و عبرت آموز دادسرای تهران با یکایک متهمان پرونده عمل می کند و خبردستگیری و بازداشت موقت غلامرضا فروغی متهم اصلی پرونده ، به سرعت برق و باد دربین شاکیان دهان به دهان نقل می شود و اکثریت اعضاء نمیتوانند لبخند رضایت و شادمانی خود را از قرار گرفتن سلطان فتنه و دروغ و فساد در پشت میله های زندان پنهان کنند. اولین گام عملی دادستان تهران ، مهر ابطال بزرگی بود بر این گزینه مورد عمل و حاکم بر رویه 2 ساله دستگاه قضائی که معتقد بود "با بازداشت و به زندان افکندن متهمان پرونده ،  تعهدات شرکت در قبال پیش خریداران بر زمین می ماند."

درطول دو سال گذشته طرحهای دوماهه و سه ماهه آقای رحیمی - بازپرس ویژه اسبق پرونده -  و طرح 7ماهه دادگستری تهران برای حل وفصل پرونده و جلب رضایت شاکیان ، هیچکدام نتوانسته بود به احقاق حقوق پایمال شده پیش خریداران منتج شود . واقعیت تلخ آن است که طرحهای مذکور بدلیل عدم تعریف اهداف مشخص وساختار و ابزار مناسب و صرف نظر از نیت طراحان آن ، یکی پس از دیگری قدم در جاده شکست گذاشتند ."بازگشت به نقطه صفر" بهترین تعبیری است که میتوان برای این چرخه معیوب قائل شد . دادستان تهران هم در بخشی ازسخنان مورخ 12/11/87 خوددرجمع انبوه شاکیان، تلویحا" روند رسیدگی قضائی درگذشته را مورد انتقادقرارداد وگفت "حضور شما عزیزان در اینجا نشان میدهد روال رسیدگی به پرونده  تا کنون به گونه ای بوده که هنوز شکات پرونده به حق و حقوق خود نرسیده اند".                     

پرده سوم :

30/11/1387 :  پیرو تجمع 12/11/87 و سخنرانی مهم دادستان تهران ، نمایندگان برگزیده شاکیان با تعیین وقت قبلی و در دست داشتن طوماری حاوی رئوس خواسته های شاکیان با 1300 امضا برای دیدار با ایشان در محل دادسری عمومی و انقلاب واقع درمیدان ارک حضور می یابند. قبل از آغازجلسه، نمایندگان و جمع محدودی از شاکیان نگران پروژه که در محل دادسرا حضوریافته بودند ، مشاهده می نمایند که یکی از مهره های شناخته شده و مزدبگیر غلامرضا فروغی – متهم اصلی پرونده  و به تعبیر دادستان تهران یکی از عمله و اکره متهمان ، براحتی از درب یا (gate ) بازرسی دفتر دادستان عبور مینماید که با اعتراض شدید حاضرین مواجه میشود بنحوی که آن فرد معلوالحال مجبور به خروج از دفتر و ترک مفتضحانه دادسرا میگردد. دقایقی بعد نمایندگان شاکیان با این پاسخ آقای دوستدار- رئیس دفتر دادستان تهران مواجه می شوند که: " آقای مرتضوی با شما کاری ندارند! شما برای پیگیری مسائل میتوانید به آقای راسخ - بازپرس ویژه مراجعه کنید!" النهایه، بااصرار نمایندگان واعتراض جمع محدودی از شاکیان نگران پروژه که در محل دادسرا حضوریافته بودند، دادستان محترم تهران نمایندگان شاکیان و تعدادی از اعضای حاضررا به حضور می پذیرد .

درابتدای جلسه نماینده اول شاکیان ضمن تشکر از صرف وقت ایشان علیرغم مشغله زیاد به این دیدار ، باشرح ماجرای فوق مراتب تاسف و نگرانی خود و حاضرین از صحنه های پشت دفتر ایشان ابراز می نماید لیکن با تذکر بسیار تند دادستان مواجه میگردد. برای دقایقی فضای سنگینی بر جلسه حاکم می شود .

  

 پرده چهارم : ...