جمعه خاکستری ، توقف شمارش معکوس

   به نام خداوند جان آفرین   

  باعرض تبریک بمناسبت تقارن این روزها با ولادت اسوه علم و حلم و صبر و پایداری ، بانو زینب کبری(س) وایام فرخنده و ملی پرستار و معلم و کار و کارگر ، و بالاخره سالروز صدورفرمان 8 ماده ای ضد فساد مقام معظم رهبری ، پیرو تقدیم بخشهای اول و دوم این تحلیل، درحالیکه انتظار میرفت تا شاکیان پروزه نگین غرب در تعاملی همگرا وبا اتکاء به خرد جمعی، خودرا برای بررسی و اتخاذ تصمیم جهت لبیک به دعوت دادستان تهران برای برگزاری نشستی آرام ودر عین حال پاسخ خواه  آماده نمایند، متاسفانه درروزجمعه 11/2/88 در اثر ناشکیبایی و اقدام عجولانه جمعی از اعضای صدیق  پروزه ، ابرهای تیره ای بر آسمان وحدت شاکیان سایه افکن گردید و بهمراه عواملی دیگر، بخشی از توان و انرزی لازم برای عبور موفق از مقطع حساس 12/2/1388 را از شاکیان سلب نمود. انتقاد این دوستان ِخسته وسرخورده از 8سال مبارزه ناکام صنفی از "نارسایی وعدم شفافیت در اطلاع رسانی سخنرانان ایام آدینه در محل پروژه" ، و اصرار این عزیران در انتقال تجمع هفتگی اعضاء از محل پروزه به دادسرای جنب زندان اوین باهدف شنیدن سخنان بازپرس پرونده ، ابتدا با مخالفت طیفی از اعضا روبرو شد و پس از نیم ساعت تنش و بحث و جدل بیهوده ، نهایتا" این گروه از جمع شاکیان منفک و عازم  اوین گردیدند .و اما ساعتی بعد خبررسید که محوطه دادسرا نیز به محل منازعه طیفهائی  محدود از شاکیان بایکدیگر ، و درعین حال به صحنه رسوائی و طرد افراد غیر همسو با مصالح عمومی اعضا از صفوف شاکیان مبدل گردیده است . بدین سان چشم شاکیان با مفاهیمی چون "جمعه خاکستری " و مصادیق آن درتاریخ مبارزه صنفی خود نیز روشن شد . در آن سوی ماجرا ، سخنان بازپرس محترم در این روزهای حساس نیز بیش از آنکه ناظر بر تحول اساسی در اخبار مترتب بر روند پیگیری پرونده باشد ، مبین بروز زوایای شخصیتی مثبت ایشان در زمینه احساس مسئولیت ، جدیت و پشتکار وتلاش های دلسوزانه وی برای احقاق حقوق شاکیان بوده است . خصوصا پیگیری ایشان در خصوص اخذ مجوز تراکم بیشتر از شهرداریهای مرتبط با اراضی متهمان و درواقع متعلق به زمین خوردگان پرونده بوده که این مهم ، در به ثبت رسانیدن امتیاز مثبتی دیگر در کارنامه ایشان ، نقش بسزایی را ایفا  مینماید .  آری ، در"جمعه خاکستری" اگرچه سخنان دلگرم کننده بازپرس ویژه تا حدزیادی روح متلاطم و اذهان نگران شاکیان را به آرامش دعوت مینمود ، در مقابل آفت "تفرقه" گریبان اعضاء را گرفته بود تاهرگونه تلاش در راه اعتلای منویات همگرایانه اعضا برای "خودیابی" را به عاملی برای از کف دادن فرصتی دیگر  تبدیل نموده و متاسفانه امتیاز بغایت منفی را در کارنامه پر افتخار شاکیان به ثبت برساند ... بی توجه به محتوای این فرمایش داهیانه امیرالمومنین (ع ) که: فرصت ها دیر یابند  و زود گذر. . . و امان از فرصت های از دست رفته و  این"فرصت طلائی" که ناخواسته میرفت تا به یک "تهدید نگران کننده"بر علیه اهداف مقدس صنفی ما تبدیل گردد. 

 حال با گذر از این رویداد عبرت آموز که درجای خود قابل بحث و تحلیل و تامل است، در بخش سوم مطلب به طرح مجدد پرسش آخر تحلیل خود ، و تقدیم پاسخی  موجز به آن می پردازیم :   

 

پرسش : بایدها و نبایدهای مبارزه صنفی و مطالبات برحق شاکیان در این مرحله مهم و سرنوشت ساز ، باتوجه به نجربه تلخ مقاطع 15/2/1387 و 27/8/1387 از یک سو ، و تحولات انجام شده درسیر رسیدگی به پرونده و اقدامات انجام شده ودرشرف انجام توسط بازپرس پرونده ، کدامند ؟

 

پاسخ : اصولا برای انجام هر گونه فعالیت جمعی علاوه بر تقسیم وظایف، یک سری شرایط و "بایدها و نبایدها"را قائل   می شویم تا با رعایت توامان آنها  کار به سرانجام خود برسد. طبق این قاعده در امر مبارزه صنفی شاکیان پرونده نگین غرب هم رعایت مجموعه ای از الزامات بمنظور دستیابی هرچه سریعتر به حقوق صنفی ازسوی آنان اجتناب ناپذیراست. این الزامات باتوجه به تحولات انجام شده درسیر رسیدگی به پرونده و اقدامات انجام شده  ودرشرف انجام توسط بازپرس پرونده (که فهرست انها را در بخش دوم مطلب بر شمردیم ) ، درقالب چند باید (فعل) و نباید (ترک فعل) بشرح زیر قابل تبیین است:

 

باید ها :

1 – اتحاد و همبستگی عموم شاکیان در "صحنه عمل اجتماعی" و نه در "حرف و شعار "، بویزه با توجه به تجربه پرهزینه سه شنبه سیاه ( 18/1/88) و رویدادهای جمعه خاکستری ( 11/2/88 ) در محل پروزه و دادسرای اوین ، فوری ترین نیاز امروز و مبرم ترین وظیفه جمعی شاکیان و نمایندگان آنها اعم از انجمنی و غیرانجمنی ، و یا بلاتکلیف و تعیین واحد شده میباشد .درمقطع حساس و سرنوشت ساز کنونی که تلاش دستگاه قضائی طبق وعده های دادستان تهران و بازپرس پرونده میرود که به باربنشیند ، حفظ و تقویت این اتحاد و  برقراری وحدت کلمه و همدلی و همزبانی در  مجموعه شکات ، عامل موثری در پیشرفت پرونده و تنها رمز پیروزی شاکیان برای  احقاق عادلانه حقوق آنان است.

2 – همفکری و همکاری شاکیان بایکدیگر در سطوح مختلف یاید شکل عملی و اجرائی بخود بگیرد . وجود یک تشکل صنفی و فعالیت اعضای آن در چارچوب ساختاری از پیش تعریف شده و منسجم ، با مدیریتی پاکدست ، کارآمد و هدفمند، بستر مناسبی است برای همفکری موثر و همکاری عملی کلیه اعضا و استفاده از تمامی پتانسیل های موجود بمنظور طراحی راهکارهای مناسب و برنامه ریزی در راستای تحقق آرمانهای صنفی و  استیفای حقوق مشروع کلیه شاکیان. انجمن نگین غرب نیز بعنوان تنها تشکل صنفی و قانونی شاکیان، درصورت پالایش خود از افراد و تفکرات ناسالم میتواند ضمن جلب اعتماد عمومی ، حضور و نقش تعیین کننده ای در هنگامه مبارزه صنفی شاکیان و احقاق سریع و عادلانه حقوق صنفی مجموعه شاکیان ایفا نماید .  

3 – شفافیت و صداقت نمایندگان واقعی شاکیان که بهر نحو  و عنوان مسئولیتهائی را پذیرفته و متعهد به اجرای آن گردیده اند، یکی دیگر از الزامات مبارزه امروز شاکیان میباشد. البته با توجه به کم لطفی دستگاه قضائی و مقامات مسئول در پذیرش حق نمایندگی برا ی شاکیان ،  صفات و ویزگیهای مزبور در رفتار و عملکرد یکایک نمایندگان و کنترل مستمر و نطارت شیشه ای اعضا بر کار آنان ، کمتر امکان ظهور می یابد و همین خلاء میتواند منشاء بروز انحراف در عملکرد نمایندگان و یا حتی مجموعه یک تشکل صنفی قرار گیرد چنانچه در دوره مدیریت گذشته انجمن ،  شاهد بروز این انحراف مخرب در مجموعه هیئت مدیره و بازرس قانونی این تشکل صنفی  تا تامرز "خیانت آشکار به اعضاء"بوده ایم . بنابراین نظارت مستمر اعضا برکار یکایک مدیران یا نمایندگان فعلی شاکیان ، میتواند از تکرار چنین ناهنجاری  پیشگیری نموده و فرصت هرگونه خطا و انحراف در مسیر مبارزه صنفی شاکیان را به حداقل ممکن برساند.

4 – داشتن طرح و برنامه بطور روز آمد برای تعیین وضعیت شاکیان از هر طیف و گروه بلاتکلیف یا تعیین واحدشده جهت ارائه به مقامات مسئول که سرگرم اتخاذ تصمیمات و اجرای اقدامات قضائی و کارشناسی جهت حل و فصل پرونده میباشند. شاکیان پرونده متاسفانه تاکنون برخلاف وعده های داده بیشتر شاهد بی برنامگی و یا "برنامه روزی"  به جای " برنامه ریزی "، و کمتر شاهد ارائه طرحها و راهکارهای عملی و مدون و نظریه پردازی های کارشناسانه ازسوی دوستان انجمنی بوده ایم که همین امر موجب به حاشیه رانده شدن تدریجی این تشکل صنفی و انفعال نمایندگان شاکیان گردیده که این موضوع درکنار عدم نظارت شاکیان ، بستر انحراف نمایندگان یا شکل گیری روابط نامتعارف با متهمان مفسد پرونده  درگذشته و حال و آینده را فراهم ساخته و یا می سازد .

5 – داشتن شناخت صحیح از دشمنان صنفی اعضا و امکانات و توانائیهای آنان در هر لباس و چهره و قالب اعم از خود متهمان مفسد پرونده که ثابت گردیده از داخل زندان هم فعال مایشاء هستند و چه عوامل و مزدوران و حامیان با نقاب و بی نقاب آنها که بطور مداوم درتماس با متهم اصلی پرونده بوده و از صبح تاشب در حال اجرای منویات و دستورات متهمان دربیرون از زندان هستند. هشیاری و آمادگی کامل شاکیان برای شناسائی همه ترفندها و توطئه های دشمنان و تلاش منسجم برای خنثی نمودن دسیسه های رنگارنگ آنان یکی دیگر از "باید"های این مبارزه صنفی نفس گیر و از اهم وظایف یکایک شاکیان و نمایندگان آنها میباشد .  

6 – مطالبه مداوم ازدستگاه قضائی برای اجرای عدالت و عینیت بخشیدن به وعده های داده شده  ولی تحقق نیافته مقامات مسئول از ابتدای آغاز طرح 3 ماهه دادستان تهران ( 12/11/1387) تا کنون (12/2/1388) ، ازجمله اطلاع رسانی شفاف از کلیه اقدامات انجام شده یا در شرف انجام ، اصلاح و نهائی نمودن فرمول محاسبه حقوق شکات درسایت دادسرا ، انعکاس قطعی طلب ریالی شاکیان در سایت ، تامین منابع مالی مورد نیاز برای پرداخت سریع و عادلانه حقوق تمامی شکات ، برگزاری گردهمائی برای شنیدن نظر نمایندگان شاکیان و انتشار نظریات کارگروه کارشناسی ، و غیره ... و بالاخره استفاده هوشمندانه شاکیان از تمامی ظرفیتهای دستگاههای ذیربط و بکارگیری همه روشهای قانونی برای پیگیری مطالبات  و احقاق حقوق صنفی اعضای پروزه ،  که ضامن پیروزی آنان خواهد بود .

 

نباید ها :

1 – پرهیز از تفرقه و چند دستگی که براساس تجربه دوسال گذشته ، بذر آن معمولا" ازناحیه متهمان سیاه دل پرونده درمیان شاکیان پاشیده شده و آسیبهای جدی فراونی را در مقاطعی حساس به اتحاد و انسجام شاکیان وارد نموده است .

2 – پرهیز از نزدیکی به متهمان و عوامل و مزدوران متهم اصلی پرونده که همواره بمنظور درهم شکستن مبارزه صنفی عادلانه شاکیان در پی تهدید وتطمیع شاکیان و بویزه نمایندگان آنان بوده و درمقاطعی دور و نزدیک موفق بوده اند.

3- پرهیز از عبوراز خط قرمزها ، آنجا که شاکیان برحسب ضرورت و به سیاق گذشته مجبور شوند برای اعتراض قانونی به روند رسیدگی به پرونده در نزد مقامات مسئول یا بالاتر ، مجبور به مراجعات فردی یا گروهی نظیر برپائی تجمعات قانونی گردند.

 و در نهایت نیز ، پرهیز از هر آنچه که - گفته و نگفته - در "سه شنبه سیاه" یا "جمعه خاکستری"،  گریبانگیر اتحاد شاکیان دردمند گردید.

والسلام علی عباد ا... الصالحین

نوشته شده در تاریخ شنبه 12 اردیبهشت 1388    | توسط: وبلاگ نگین غرب    | طبقه بندی: تحلیل وقایع،     |
نظرات()