اعلام تجمع مجدد پاسخ خواهی برای روز دوشنبه 2/6/88 مقابل ریاست جمهوری - پاستور ساعت 10 صبح

عدالت واقعی از کسانی بر میآید که تا پای جان به عدالت واقعی معتقد باشند و خداوند متعال را شاهد و ناظر خود بداند. و اگر نه! با مماشات ، سهل انگاری و پشت گوش انداختن هر کسی میتواند لباس عدالت را بپوشد و قیافه آمرانه ای بخود بگیرد و از امتیازات موقعیت خود استفاده نماید . عدالت یعنی علی وار بودن ، نه حرف علی را زدن . عدالت یعنی مثل علی بخاطر مسئولیت خطیر خود در مقابل خداوند شبها بخود پیچیدن و در چاه ها ناله کردن و نه اینکه در دل به فکر موقعیت خود بودن و در زبان سخن ازعدالت گفتن و دم از قاطعیت زدن . نه ! هیچ کسی نمیتواند علی باشد الایاذ بالله ! ولی حداقل آن این است که با خود و با مردم صداقت داشته باشیم و برای مردم نقش بازی نکنیم ! حداقل آنکه یک روز را به جماعتی مظلوم اختصاص دهیم آستین ها را بالا بزنیم قلمی را مانند شمشیری دست بگیریم و برویم در این راهروهای پیچیده ادارات و سازمان ها ی که جای مردم عادی و مظلوم نیست و نگران پست خود ، مدرک خود و عنوان خود نباشیم و دل را به دریا بزنیم تا تبسم عده ای که در بین آنها یتیم و گرفتار کم نیست را ببینیم . آیا کسی از مسئو لین یافت میشود که لذت تبسم این مظلومان را به لذت ارتقاع شغلی و مدرکی و مالی و ..... ترجیح دهد ؟؟؟؟!!!!!!

این جماعت مظلوم با زبان روزه و با دلی شکسته و دستانی باز( انشاءالله با جمعیتی کثیر) مجددا روز دوشنبه همین هفته به دفتر ریاست جمهوری ( پاستور) مراجعه خواهند کرد تا پیگیر درخواست دوشنبه قبل خود گردند . اعضاء میخواهند بدانند که چرا علی رغم نامه صریح و فوری ریاست جمهوری به ریاست بانک مرکزی جهت پاسخ خواهی هنوز بعد از یک هفته بانک مرکزی، این نامه فوری ( آنی) را در سیکل بروکراسی انداخته و هیچ جوابی نمیدهد! اعضاء میخواهند از پیشرفت کار با خبر باشند و شاید برایشان مهم نیست که چه جوابی داده شود!
چرا پاراف علنی و فوری دکتر بهمنی به معاونش دکتر قضاوی در مورد دادن توضیحات لازم به نمایندگان در مورد نامه ریاست جمهوری همچنان بی پاسخ مانده . این مظلومان فقط میخواهند بدانند که بعد چه ؟؟؟ انها میخواهند بدانند که اگر روال تعریف شده توسط قوه قضائیه برای دادن حقوق مردم در بانک مرکزی به بازی تبدیل شده ، اینها بروند خدمت همانهائی که ادعای حل مسائل شاکیان را در عرض سه ماه داشتند . مسئولین این پرونده فکر میکنند که چقدر زمان میتوانند با این حرکات قول و وعده و فرافکنی مسائل به یکدیگر این مردم مظلوم را همچنان به دنبال خود بکشند ؟؟؟ !!! اگربشود نصیحتی به این آقایان کرد ، شاید که باید گفت : اگر نمیدانید عدالت را از چه راهی اجراء بکنید که موقعیتتان در خطر نباشد، لااقل نگران خشم و نفرین این مردم مظلوم باشید و یا شاید هم باید از ایشان سئوال کرد که :اقایانی که همه دکترا دارید و اگر هم نداشته اید همه به لطف جمهوری اسلامی کم کم دکتر میشوید مگر چقدر ضریب هوشی لازم است که مشکلات این مظلومان را درک کنید و راه حل آن را میسر کنید ؟؟؟!!
جواب را ما میگوئیم " نیاز به حداقل ضریب هوشی دارد". لذا دکتر های عزیز اگر دلتان برای عدالت و این مردم مظلوم نمی تپد لاقل از حیثیت دکترای خود دفاع کنید ؟!!!!!!!

بنقل از وبلاگ محترم فریاد نگین غرب

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388    | توسط: وبلاگ نگین غرب    | طبقه بندی: انجمن نگین غرب،     |