سرنخ های پرونده شفق در کجاست؟

 

  •  ظاهرا" قرار نبوده و نیست وبگواه روند این سالها لابد نخواهد بود که هیچ "سرنخ" یا حقیقت پشت پرده ای که این پرونده بزرگ و ملی را برای مردم و نظام رقم زده ، از دل گزارش "همشهری سرنخ" بیرون بیاید ودر معرض دید مردم غیر خواص!! وقضاوت شاکیان پرونده قرارگیرد... 

(خواهشندیم با توجه به اخبار ناخوشایند قابل انتظار با مشارکت فعال تر در مباحث از بروز نارسایی های ناشی از عدم بکار گیری نثر روان در انشاء مطالب ویا حتی فقدان ارائه دید "چند جانبه گرایانه " در ارائه مطالب ، به اغنا و فراگیری مباحث در سطح "همه اعضاء محترم" اهتمام ورزید. )

پس ازصدور کیفرخواست اعدام از سوی مرتضوی ، دادستان تهران برای غلامرضا فروغی، متهم اصلی پرونده  موسوم به "سلطان وثیقه " که بازتاب گسترده ای در مطبوعات و رسانه ها داشت ؛ هفته نامه "همشهری سرنخ" - از گروه مجلات موسسه همشهری - وابسته به شهرداری تهران- هم به میدان آمدتا از قافله عقب نماند

 این هفته نامه در شماره 9 مورخ 31/5/88 خود ضمن اختصاص دادن طرح روی جلدخود به پرونده شاکیان نگین غرب با تیتر جنجالی "افشای جزئیات کلاهبرداری 600 میلیاردی"، دومصاحبه باصطلاح "داغ" را تقدیم خوانندگان خودنموده است. اولی مصاحبه با غلامرضا فروغی (متهم اصلی پرونده) با تیتر فریبنده "جبران می کنم!" درقالب طرح 13سوال بهمراه پاسخهای متهم ، و دیگری اظهارات مجید متین راسخ (بازپرس ویژه پرونده) با تیتر جذاب "آخرین اطلاعات ازنحوه جبران خسارت شاکیان پرونده" ؛  اما دریغ از همه آن اطلاعاتی که خواننده بیچاره این هفته نامه با نیت آگاهی از آنها و یا به امید دستیابی به "سرنخ پرونده" 500 تومان ناقابل خودرا هدر میدهد ان هم پس از این همه سال سکوت و سانسور خبری  مصلحت اندیشانه!!.  

...  خیر، ظاهرا" قرار نبوده و نیست وبگواه روند این سالها لابد نخواهد بود که هیچ "سرنخ" یا حقیقت پشت پرده ای که این پرونده بزرگ و ملی را برای مردم و نظام رقم زده ، از دل گزارش "همشهری سرنخ" بیرون بیاید و در معرض دید مردم غیر خواص!! و قضاوت شاکیان پرونده قرارگیرد. شاکیان پروژه نگین غرب تردیدی ندارند که ظهور و پروارشدن  مهره ی دست پرورده ای که اینبار "فروغی" خواندنش ،در طی این سالها بدون حمایت حامیان متنفذش در مراکزقدرت و نهادها و برخی جریانات سیاسی "خاص" از یکطرف ، و  نازپروری های سخاوت مندانه صفحات قطور" تجارت نامه های عمدتا"دولتی و پرتیراژ همچون  همین جریده های وزین!(که سالیانِ سال ، سودهای میلیاردی را از قِبَل ِجاپ گسترده آگهی های پیش فروش برای جلب اعتماد و جذب سرمایه های اندک و ارزان هزاران "شهروند" نگون بخت درپایتخت و حومه به جیب زدند)، اساسا" غیرممکن بوده است.

 لذا دراین مصاحبه درجستجوی "سرنخ" نباشید زیرا قرار نیست به موضوع پیش پا افتاده ای مثل"مفاسد کلان اقتصادی"حتی اشاره شود.

 اصلا"به مصاحبه گر و خواننده "همشهری سرنخ"چه مربوط که فروغی سرکرده جریان مافیائی بوده که در پوشش انبوه سازی و ساخت مسکن ارزان برای مستضعفان، با نگهداری غیر مجاز انواع اسلحه ، دستبند، باتوم ، گاز اشک آور و غیره(لینک خبر گزاری مهر)، سودای مال اندوزی کلان از طریق استثمار وفریب وغارت انبوهی از مردم زحمت کش و نجیبی را داشته  که به اقتضاء بدیهی ترین نیاز های اولیه بشری داشتن یک سرپناه درقبال پرداخت عمری دسترنج کار وتلاش صادقانه و طاقت فرسا آنهم در  بستر مناسبات اقتصاد بیرحمانه ی طبقاتی و بهره کشانه ، اصولا از ابتدا درسر می پرورانده یا  بمرور به منصب شامخ" آقا زادگی " نائل آمده است؟

درواقع وقتی قرارشد مصاحبه ای "سفارشی"باشد ، جنس سوالات هم میبایست  بگونه ای  باشد که همچون همان سنوات طلایی کسب درامد های سرشار حاصله از  چاپ آگهی های  رنگارنگ و تمام صفحه تبلیغات  آنچنانی و بویژه تحت لوای  مناسبت های ایام ملی و مذهبی  همچنان به روال سوداگرایانه خود ادامه دهد با این تفاوت که اینبار دستمایه کسب این ثروت  حلال!! را از طریق فروش شرح حال ونیز ماجرای بدبختی و تنگنایی معیشتی 14000 نان آور زحمتکش خانواذه هایی نموده  است که در کمال مظلومیت ونجابت هستی شان را به صرف اعتماد به جراید کثیر الانتشار دولتی و اتکاء به حضور موشکافانه هزارن ناظر وحاکمی که قهارانه بر فراز قله های اقتدار وبطرزکاملا وسواس گرایانه ای کلیه اموررا زیر نظر ذارند ،به این انبوه سار نمونه! تقذیم نموده  وچه ساده دلانه می پنداشتندکه ضوابطی بس محکم و گریزناپذیر  همچون  دقت محاسباتی  وسواس گونه  در تعیین دهم اعشار ریال مالیات مکسوره از حقوق ناچیزشان ، دوچندان مستحکم تر بر کلیه شئونات قانونی جامعه تسلطی خدشه ناپذیر دارد و با وضع هزار تبصره وماده برای وصول انواع عوارض و  الزام به انواع "سگ دویی "های مرسوم برای انجام ساده ترین اقدامات اداری روزمره  درجهت گذران پر مشقت زندگی  همین باصطلاح "عوام رعیت پیشه" اصولا برای کلاهبرداری آنهم به و سعت چنین فاجعه ا ی مجالی نمی دهد! ..... این نوشته برآن است تا از منظر دفاع ازمنافع شاکیان پرونده و اشاره به برخی حقایق تلخ ، نگاهی به این مصاحبه داشته باشدکه در قسمت بعدی  سعی خواهیم نمود تاسایر زوایای این روند "فراموش سپاری" ویا لا اقل "عادی انگاری" تظلم خواهی های بی نتیجه هزاران شهروند ستمدیده را به استحضار خوانندگان محترم وبلاگ برسانیم.

* با کلیک کردن بر روی کلماتی از متن  که برنگ آبی نوشته شده میتوانید به لینک مربوطه دست یابید

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 مهر 1388    | توسط: وبلاگ نگین غرب    | طبقه بندی: تحلیل وقایع،     |
نظرات()